تبلیغات
♥ ♥ دلـتـنـگـیـــ هـا یـــ منــ ♥ ♥ - من و بغض
من و بغض
 
بغضم را شکستم                    

 به پای گریه نشستم

عهدم را بستم

به اون خدایی که می پرستم

بخدا سخته این دوری

به من بگو آخه چه جوری

تنم شد خسته ی خسته

بغضم دیگه شکسته

باز من و بغض و بارون

تو وسط های خیابون

باهم میگیم و میخندیم

همچون دوستای مهربون

گریه میکنم تو شبهای تنهایی

هی میگم پس تو کجایی

باز من و بغض همدیگه رو شکستیم

من و گریه باهم دیگه رفتیم

رفتیم تا تنها بشیم

با سکوت خیبون آشنا بشیم














[ سه شنبه 19 آبان 1394 ] [ 01:30 ب.ظ ] [ K♥SAR ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب